پستو نشین!

:)

قبلا نوشته شده بود! برق رفت نشد بیاد اینجا!

شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۳۷ ب.ظ

*با اینکه اصلا از این پشیمون نیستم ازینکه مهرمو مهرالسنه خواستم

و اتفاقا خییییلیییییی هم راضی ام و خدا رو شکر می کنم و افتخار می کنم به خونواده م به خاطر همچین طرز فکری...

ولی می بینم که عروس جدید به خاطر مهر بالاش،

از دید خونواده امیرحسین اینا، یه جایگاه دیگه ای داره!

موضوعی که وقتی فهمیدمش برام نسبتا تلخ بود!

نه چون م نو حقیر می بینن! چون فکر نمی نمی کردم این خونواده همچین طرز فکری داشته باشه

موضوعی که عمه م هم بهش اشاره داشتند بعد عقدمون :)

 

 

 

**نمی گم اگه بر می گشتم عقب امیرحسین رو انتخاب نمی کردم

نه

ولی

ازدواج با کسی که هم فرهنگت نیست، سخته!

شاید خیلی هم سخت تر از اونی که فکرشو می کنی!

بیشتر سختیش تو تعاملات با خونواده س... با خود همسر سختی کمتری داره!

 

 

 

***احساس می کنم این خصوصیتمو از خونواده مادری به ارث بردم

که اگه کسی بهم توهینی کرد

نباید سیب زمینی باشم! نباید بی رگ باشم

و نهایت لطفی که می تونم در حق فرد توهین کننده انجام بدم اینه که ببخشمش و باهاش یه سلام علیک عادی داشته باشم...

از اون روزی که حاج خانوم بهم توهین کردند گذشته! و با اینکه بخشیدم! ولی دلم صاف نشده باهاشون... دیگه نمی تونم مثل قبل باهاشون گرم بگیرم!

 

 

 

 


حالم از این مشغله هام به هم می خوره!

از اینکه همچین چیزایی تو ذهنم گذشته حس خوبی ندارم!



گلم :)

 

۹۴/۰۵/۱۷

نظرات  (۶)

۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۲۱ مردی بنام شقایق ...
سلام

منم تجربه کردم این رو

این تفاوت های فرهنگی بعضیاش میتونه درد سر ساز بشه
(خب اینارو که خودتون میدونید پس من چرا دارم میگم اصن؟!)

برخوردای اول همیشه مهمترین برخورداس متاسفانه و ما آدما تو برخوردای اول تجربه نداریم!
پاسخ:
سلام

بله
برای راحتی خودمان هم که شده باید گذشت را و فراموشی اشتباه دیگران را یاد بگیریم ... وگرنه باید تمام وقت، ذهن و دلمون درگیر این موضوعات باشه که اونم آرامشی باقی نمیذاره.
پاسخ:
گذشت کردن فرق داره با اینکه بلافاصله بگیم خو ما که گذشتیم!
بعد هرکی رد شد یه لگدی بزنه و بعدم پشیمون شه و ما م ببخشیم
و باز نفرات بعدی همین منوال رو پیش بگیرن
ازین خبرا نیست!
دلم برات تنگه ...
دارم گریه میکنم امشب
پاسخ:
گریه چرا...
البته به شخصه ارادت ویژه ای به گریه دارم!
خیلی خوشالم ازینکه میشه لبریز شد و گریه کرد!
هوم؟
نوشتم ”شاید بخاطر جدیدتر بودن این عروس هست” دیگه
فهمیدم شما اولی بودی



+آقا ننوشتم پیارسال
نوشتم
پپارسال
یه پ زیادی بود


التماس دعا
:*
پاسخ:
محتاجیم :)

سلااااام

وااااای ضحی چه دسته گل قشنگی داشتی...

البته فکر کنم هنوزم داری :)




+ سادات جان از کجا مطمینی که جایگاه بالاتری داره عروس بزرگه؟

شاید این حس تو یا شایدم عمه ات هست؟

شاید بخاطر جدیدتر بودن این عروس هست

این فکرا الکیه

وقتی خودت راضی هستی از کارت

بقیه مهم نیستن

حتی اگه خیلی نزدیک باشن بهت

مهم اینه که تو از نظر خودت بهترین کارو کردی

این فکرا هم الکی میاد تو ذهن آدم واسه اینکه رابطه ها رو خراب کنه


+ باید بپذیریم تفاوت ها رو

مهم شوهرته که الان میگی کمتر مثل خانواده اش هست



++ ضحی پپارسالو یادته؟

تقریبا همین روزا بود....

:)

:*

خوشبخت باشی دوست گلم

واس ما هم دعا کن

پاسخ:
سلام
ممنون عزیز... خودمم خیلی دوسش دارم
آره خشکش کردم

اون عروس بعد از م ن اومد
خودم عروس اولیم :))))
فکر فکر درستیه
ولی قبول دارم که مهم نیست

کسی منکر حرفاتون نیست
پس ولش کن
هوم؟

پیارسال بود؟
فک کنم پارسال بودا
ریحانه الحسینو میگی دیگه...

ممنون همچنین
همچنین
۱۸ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۰۵ اینجانب هستم
خب اگه دلت صاف نشده که بهش نمیگن بخشیدن...
پاسخ:
دلم صاف نشده نه به این معنی که کینه شونو دارم
نه
ینی که دید قبلی رو بهشون ندارم
ینی دلم باهاشون نیست!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی