پستو نشین!

:)

آری اینگونی!

جمعه, ۲۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۶:۲۴ ب.ظ

بعضی وقتا فکر می کنم چچچچقققدر می تونم حال به هم زن و مسخره باشم...

اینکه به ظاهر فراموش کردم بدیها رو 

ولی وقتایی که ازشون ناراحت میشم همه اون بدیها و حرفهایی که بهم به عنوان درددل زده شده رو به عنوان استدلال از بایگانی ذهنم در میارم و اعصاب خودمو خرد می کنم و دستی دستی مریض می کنم خودمو،

نشون میده که فراموش نکردم و حتی شاید نبخشیدمم هنوز...

خیلی حقارت می خواد این جوری بودن...

خودمو که اینگونی می بینم دیگه جرات سرزنش کردن بقیه از بین میره...

من نه دختر خوبی بودم برا مامان بابام... نه آجی خوبی نه همسر آنچنان خوبی!!!! و در آینده ای نه چندان دور مادر خوبی هم نخواهم بود...

چون حقیرم... و وسعت ندارم...


۹۵/۰۴/۲۵

نظرات  (۳)

اما همیشه همه چیزو نباس بخشید.
بعضی چیزا رو باید بایگانی کرد
وقتی رو هم انباشته شد
یه نتیجه ای ازش گرفت و راهکاری اعمال کرد

پاسخ:
اینم حرفیه...
ولی کاش کینه نشه...
بله.حس خوبی نیست
حقارتم داره.
تازه اونم وقتی به طرف گفته باشی بخشیدمت، انگار دروغم پشتش هست...
سخته گذشتن و پاک کردن و بزرگواری کردن...
اگه واقعی واقعی باشه
که حتی تو خلوت خودتم نیاد سراغت....
پاسخ:
تازگی به این نتیجه رسیدم که از بقیه نباید بیشتر از حد و توانشون انتظار داشت...
لایکلف الله نفسا الا وسعها
والا
۲۵ تیر ۹۵ ، ۱۸:۵۰ پاک باخته
عه عه
نا امیدی ممنون ضحی جان
پیش میاد
خیلی هم پیش میاد...
پاسخ:
آری پیش میاد...
ولی از خودم ناراضیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی