پستو نشین!

:)

دروغ دروغه

سه شنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۶، ۰۳:۲۱ ق.ظ
اون روز حاج خانم اینا مهمونمون بودند و نمی دونم کلا چرا همیشه ساعت 6 عصر معلوم میشه که می خوان شام بیان خونمون و فشار زیادی رو به من وارد می کنند. البته با اون عروس اصلا اینطوری نیستند و باید بگم که او می دونه چطوری باید رفتار کنه و حرف بزنه و من در این زمینه مثل او موفق نبودم...
بماند که چند بارم گفتند میاند ولی بعدش نیومدند و خیلی خورده تو ذوق من... خب خیلی کارشون زشت بوده :/

بعد داشتیم دو تایی حرف می زدیم و میگفتند که ببخشید به زحمت افتادی و راضی نبودیم و اینا و منم گفتم ما م مزاحمتون میشیم و اصلا شما رحمتید برای خونه ما و اینا... بعد نمی دونم چی شد که من گفتم نه بابا باید دید ما به سن شما برسیم اصلا آیا حوصله مهمونی دادن داریم یا نه؟
و خب حاج خانم بدش اومد از این حرفم... و لحن بعدش ناراحت بود کاملا...
دارم تو ذهنم مقایسه می کنم بین خودم و اون عروس... اون همیشه به حاج خانم میگه شما جوونید و به مادرشوهر من نگید پیر و فلان و اینا! 


به نظر امیرحسین خیلی چیزا زیرشاخه دروغ قرار نمی گیره
بنا به فرهنگشون به نظر من!
ولی من می گم دروغ دروغه... اغراق دروغه... هندونه دادن دروغه... تعارف الکی دروغه... 
و هیچ توجیهی نمی تونه باعث این بشه که اون دروغ دروغ نباشه...
۹۶/۰۶/۰۷

نظرات  (۴)

استاد مشاوره ازدواج مونمون میگفت استثنا این موردی که اینجا گفتی جزو موارد دروغ حساب نمیشه!
اصلا دروغ نیست درواقع
و میگفت اون مادر به عنوان مادر بودن و جایگاه مادریش حقشه که اینارو بشنوه
حقشه که ازش تشکر بشه بخاطر فرزندش و ...
نمیگم فکر کن جای مادرته میگم فرض کن خود خود مادرته... فض کن مامانت همین خانوم بود ! اونموقع بعیده این همه حس تنفرت .



میگن خدا دقیقا امتحاناتش از نقاط ضعف ماست
ببین توی این مساله نقاط ضعفت چیه و سعی کن رفعش کنی‌.
کینه و تنفرت جز آسیب به خودت به هیچ احدالناسی آسیب نمیزنه!
به جای نفرت به این دید نگاه کن که خدا واسه رشدت این افراد رو سر راهت گذاشته
اینطوری حس منفیت از بین میره..‌.
البته اینا تو حرف آسونه اما تو عمل مرد میخواد نه غرور و خودبرتربینی

پاسخ:
سلام
کدوم مورد رو متوجه نشدم
ولی خب به نظرم دروغ استثنا نداره
این یه بحث عقیدتیه و قاعدتا با فرمایش اساتید ولو استاد مشاوره ازدواجتون تغییر نمی کنه...

بله من قبول دارم که این حاج خانوم بود که زحمت امیرحسینو کشید و تو این شکی نیست.
نفرت از کار دیگه ست و علاقه و محبت به خاطر چیزای دیگه ای. الزاما آدم به یه فرد حس تنفر صرف یا دوس داشتن صرف رو نداره... من خیلیا رو دوس دارم که خیلی از کاراشونو بدم میاد ازش. این یه مساله نرماله! و اگه غیر این بود جای تعجب داشت به نظرم!

به نظرم نقش ها نباید قاطی شه، او مادر من نیست و منم دختر او نیستم. من هیچ وقت به او به دید مادرم نگاه نخواهم کرد چون او مادر کسان دیگه ست که به مادری او احتیاج دارند. من هم مادر دارم که نقششو خوب بلده... این فقط قاطی کردن نقشاست برای اینکه بخوایم خودمونو گول بزنیم و من هیچ وقت نمی خوام خودمو گول بزنم!!!!
نه حتی دختر و پسر حاج خانمم که میشند همسر و خواهرشوهر من اخلاقای مادرشون رو نمی پسندند و اعتراف می کنند که اینا هر کسی رو یه جور اذیت می کنند و چاره ای نیست جز کنار اومدن باهاشون چون مسنند و غیرقابل تغییر :)



آره قبول دارم که نفرت بده.
به نظرم اگه دعاشون کنم این حالتم اقلا تعدیل میشه... قبلا هم تجربشو داشتم که کس دیگه ای رو دعا کردم و این حالتم بهش از بین رفته...
ممنون از توصیه هات
:)
گور باباش خب بذار ناراحت باشه.
پاسخ:
:/
به باباش چی کار دارید خدا بیامرز :/
:/
جوش نزن بابت این چیزا جونم. هر جوری رفتار کنی یه چی ازش درمیارن برای خُلق کردن این جماعت:))
کم کم عادت می کنن وقتی درست بشناسنت. طول می کشه ولی حل می شه براشون این قضیه. 
پاسخ:
:))))
امیدوارم!
به نظر من که حرفت بد نبوده...حالا عرفا البته خیلی جالب نیست و بعضی چیزای عرفی کلا رعایت بشن بهتره...همیشه همه تعارفا بد نیستن:)ولی خوب تو هم اصلا قصد بی ادبی نداشتی اتفاقا تو این جمله در واقع داری ازشون تعریف می کنی:)
پاسخ:
بله من دقیقا قصدم تعریف بود :)))
ولی خب قصد من چیزی رو تغییر نمیده چون اگه دقت می کردم حتما باید می فهمیدم که همچین چیزی چقدر به نیرشون ناخوشاینده...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی