پستو نشین!

:)

من تونستم تنهایی!!!

سه شنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۰۶ ب.ظ

امروز خواهرشوهر بزرگه تلگرام کرد که دلم تنگ شده تو هفته بعد می خوام بیام ببینمتون...

خب تجربشو تو ماه 7 بارداری داشتم که "دلتنگم و می خوام بیام ببینمت" به دورهمی ناهار زنونه ختم میشه و تلاشهای نافرجام سه خواهرشوهر برای زیر زبون کشیدن من :)))! در شرایطی که از اول می دونستند می خوان سه نفره بیان نه فقط این خواهرشوهر!!!! تازه فکرم می کردند که چقد نامحسوسند و من نفهمیدم!!!

منم بهشون گفتم که تازه اومدیم خونه و هنوز زندگیمون رو روال نیوفتاده! فلذا معذوریم! او هم گفت باشه و اینا. منم از فهم و شعورش تشکر کردم!

والا من هنوز یه سری وسایلی که از خونه باباینا اومدیمو جمع نکردم و هنوز نرسیدم خونه رو یه دستمال بکشم حتی!

حتی یه دسشویی نمی تونم برم :))) یعنی طول می کشه! غدا مذا م که هیچی!!!! بعد از ظهر تازه می تونم یه صبونه بخورم!

و واقعا هم اعصابم نمی کشه که بخوام کلنجار برم باهاشون... و اصلا م لزومی نداره... فعلا دارم سعی می کنم که تو فاز ایگنور باشم!!!

اون ضحی اول ازدواج بود که دقیقا یه هفته بعد عروسی 15 نفر مهمونی شام داد با سفارشات که اینو درست کن اونو درست کن و صداشم در نیومد... 



۹۶/۱۱/۱۷

نظرات  (۳)

چرا فکر می کنید آرامش شما باید فدای آرامش همسرتون بشه؟ فکر می کنید شما و همسرتون باید نوبتی آرامش داشته باشید؟ ینی مثلن اول همسرتون آرامش داشته باشه بعد اگه شد شما هم آرامش داشته باشید؟ 
پاسخ:
نه من اینجوری فکر نمی کنم.
ولی فکرم نمی کنم همه عالم و آدم رو باید آزار بدم که خودم آرامش داشته باشم...
ینی چی خیلی ایده‌آله و نشدنی؟
معلومه قبل از هر چیز باید از آرامشت محافظت کنی.
پاسخ:
یعنی آرامش داشتن من نباید به بهای سلب آرامش بقیه تموم شه... 
مخصوصا اگه اون بقیه همسرم باشه

هر جوری آرامشت بیشتره همون مدلی رفتار کن جیگر. آرامش آدم مهمتر از هر چیزی تو این دنیاست.
پاسخ:
این دیگه خیلی ایده آله و نشدنی...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی